وبلاگ
چند خلاصه کتاب مدیریتی جدید چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
08 مرداد 1389 ساعت 17:58

سازمان گسترش و نوسازی، خلاصه کتاب های مدیریتی متعددی را تهیه و در اختیار عموم قرار داده است.

http://www.idro.org/DocLib13/Forms/AllItems.aspx

یکی از این کتاب ها، کشف توانمندی ها است که دید مرا نسبت به خودم تغییر داد و البته نسبت به دیگران، می توانید خلاصه اش را بخوانید اگر خوشتان آمد اصل کتاب را بخوانید. اگر می خواهید خود را بشناسید این کتاب را (اصل کتاب) را بخوانید.

اگر برخی موارد این لینک کار نکرد، اشکال از من نیست. اشکال از سایت میزبان (سازمان گسترش) است.

در ضمن لینک برخی از این کتاب ها قبلا نیز در سایت گذاشته شده است و اگر قبلا به سایت من سر زده اید و لینک های قبلی کتاب را بررسی کرده اید و دانلود کرده اید یادتان باشد که دوباره دانلود نکنید. شاید این تلنگری باشد که فراموش نکنیم با دانلود کردن آدم با سواد نمی شود همین طور با خریدن کتاب!  

 
تا همه بشنوند این راز گهربار جهان را چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
08 مرداد 1389 ساعت 12:02

تقدیم به موعود مهربان

 

تو خودِ جان جهانی
چه نهانـی، چه عیانـی
این سخن حاصل امروز نبوده است.
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم که تویی جانِ جهانی!

 

به تو آهسته و سر بسته و در پرده نگویــم

به همه فاش بگویم
تا همه بشنوند این راز گهربار جهان را
هرچـه گفتــند و سُـرودنـد، تـو آنــی

هرچـه جستـند و سُتـودنـد، تـو آنــی

تـو همانی که همه عمر بدنبال تو ما نعره زنانيم

که خود آن نغمه عشقی
تو خود باغ بهشـــــتی

به تو سوگند

که نوری

تو سروری

نه به غیبت که

تو حاضر،

تو حضوری

که تو چون آب در اندام سَبوئی

من از این روی بگفتم که از این پس
به در خانه متروکۀ هرخس ننشـــینم و
بجز از روشنـی شعشـعۀ پرتـو تو هیچ نبـینم
تا گلِ وصل بـچیـنم.

 

 
اگر خر جماعت به جایگاه رفیعی برسند ... چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
08 مرداد 1389 ساعت 11:58
یك روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت .ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت كرد. ملا نمی دانست كه خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر كاری كرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها كرد و به خانه آمد . كه استراحت كند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد  . وقتی كه دوباره به پشت بام رفت ، می خواست الاغ را آرام كند كه دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت . بعد از مدتی متوجه شد كه سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد.

 

بعد ملا نصر الدین گفت :

لعنت بر من !!! كه نمی دانستم كه اگر خر به جایگاه رفیع و بلندی [شما بخوانید: پُست مهمی] برسد هم آنجا را خراب می كند و هم خودش را می كُشد

 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 7 از 149

نظرسنجی

نظر شما راجع به بخش وبلاگ اين سايت چيست؟